________ تولد دوباره ___________
.....................آرزویی زیباتر از تو سراغ ندارم...........................
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر.... کاش در کنارم بودي ، کاش ميتوانستم تو را در آغوشم بگيرم و نوازش کنم.... دلم بدجور در حسرت ديدار تو هست اي بهترينم.... خنجر در قلبهايمان مينشيند .... شده خالي ميکردي.... تنهاي تنهايم .... بي کس ، بي نفس ، ميروم با همان پاهاي خسته ، در جاده اي که به آن سوي غروب خورشيد ختم شده است.... سوي من بيايي... و اي کاش تو در کنارم بودي ، باورم نميشود رفته اي و بار سفر را بسته اي ، دلم بدجور براي تو تنگ است .... باورم نميشود که رفته اي.... بر اساس یک تحقیق که از سوی یک شرکت تولید کننده وسایل الکتریکی و خانگی منتشر شده است یک زن در طول عمرش به طور متوسط 346 کیلومتر لباس اطو می کند! بر اساس این تحقیق یک زن در طول یک سال به طور متوسط 6 کیلومتر لباس اتو می کند. این به معنای 24 ساعت اتو کردن مداوم است... آسمان را که مینگرم عطر خیالت مجالم نمیدهد... ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ، ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ، ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت . اندازه لباس و به شوق نگهت شب همه شب بیدارم می گفت خیلی دوسش داره ، شب تا صبح ، صبح تا شب بهش فکر می کرد ، ذهنشو خالی کرده که فقط همونو توی ذهنش بشونه ، می خواست هیچ فکر مزاحم دیگه ای مانع از فکر کردن به اون نشه ، روزهای قشنگی رو با هم گذروندن ، با هم رفتن ، گفتن ، خندیدن تا یه روز دعوا شد ، قهر شد ... چند روز و چند ماه توی خونه نشست و غصه خورد به همه می گفت " اشتباه کردم ، اون لیاقت عشقمو نداشته ، انتخابم اشتباه بوده ، دفعه دیگه بیشتر حواسمو جمع می کنم " باز من تنها موندم هيچكي كنار من نيست شروعی دوباره با تجربه ای از گل یخ. این بار زندگی را میخواهم از چشمان تو ببینم و با گرمای تو احساس کنم . این بار میخوام دستانم را فقط برای در آغوش کشیدن عشق تو باز کنم .یکتا ماندگار در قلبم دلم برایت تنگ شده آنقدر که هر لحظه با تمام وجود بودنت را مثل ماهی تشنه به آب طلب می کنم و عطر وجودت را برای همیشه در شش هایم نگه داشته ام تا بهانه باشد که نفس کشیدنم را از یاد نبرم ، چشمانم را صبح ها به اشتیاق دیدن چشم های دل فریب تو باز می کنم و این آرامش وجودت است که مرا هم آرام می کند و لبان شیرینت که همیشه چنان راهنمای من بوده اند و چنان اتصالی میانمان بر قرار کرده است که توصیف کردنش فقط از ارزش آن می کاهد و بزرگی وجودت را کم رنگ ، تو تمام هستی من هستی و تمام داشته هایم و تمام آرزوهایم و نهایت هدیه ای که می شود آرزویش را داشت ... و چه ساده اند این مردم و چه بی اختیار ، که گمان می کنند رنگین کمان لباسهای تنشان مرا از هوش برده و یاد آنهاست که مرا مجنون کرده ، آنها چه می دانند دلم در تمنای حصار کیست و چه می دانند دلم را فرش قدم های که کرده ام و چه می فهمند از عشق بازی چشم ها و کوچکی دنیای بزرگشان ، من کلید جانم را به دست معشوغم می دهم ، اختیارم را به اراده او داده ام و عطش بی پایان وجودم را با نمک یاد او التیام می دهم ... و... و چه ساده اند این آدمک های مغازه ای![]()
باورم نميشود که از من اينهمه دور هستي و فاصله بين من و تو بيدادميکند....
کاش مي توانستم دستانت را بگيرم و با تو به اوج خوشبختي بروم....
کاش ميتوانستم بوسه اي بر گونه مهربانت بزنم.... اي کاش ، کاش ، کاش....
دلم بدجور هواي تو را کرده هست عزيزم....
باورم نميشود ، اين همه فاصله در بين من و تو غوغا ميکند
و درياي غم و دلتنگي در قلبهايمان طوفان به پا ميکند ، امواج تنهايي مثل
و اي کاش در کنارم بودي ... کاش بودي و دلم را از اميد و آرزوهاي انباشته
باورم نميشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گويا در اين دنيا
کاش که تو در کنارم بودي....آنگاه ديگر هيچ آرزويي از خداي خويش نداشتم....
سخت است ولي بايد نشست در گوشه اي و گريست و انتظار کشيد تا تو به ![]()
:ادامه مطلب:![]()
تو چنان مي گذري غافل از اندوه درونم ؟
بي من از کوچه گذر کردي و رفتي
بي من از شهر سفر کردي و رفتي
قطره اي اشک درخشيد به چشمان سياهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزيد نگاهم !
تو نديدي ٬نگهت هيچ نيفتاد به راهي که گذشتي
چون در خانه ببستم ،دگر از پاي نشستم
گوئيا زلزله آمد،گوئيا خانه فرو ريخت سر من
بي تو من در همه شهر غريبم ،بي تو کس نشنود از
اين دل بشکسته صدايي
بر نخيزد دگر از مرغک پر بسته نوايي،تو همه بود و نبودي
تو همه شعر و سرودي،چه گريزي زبر من ٬که زکويت نگريزم
گر بميرم زغم دل،به تو هر گز نستيزم
من و يک لحظه جدايي ؟
نتوانم . . . . نتوانم
بي تو من زنده بمانم
*******************************
اگر بعد از مرگم از تو پرسيدند : آن وجودي را كه زماني با تو ميديدند
كه بود؟
بگو: دنيايي از عشق بود كه درحسرت رسيدن به كرانه عشق مرد.
بگو: ديوانه ي بت پرستي بود كه بتش را ديوانه وار دوست مي داشت.
بگو: اشك در بدري بود كه به هيچ ديده اي به جز ديده ي من آشيان نداشت.
بگو: براي اندك زماني با من بود ولي تا آخرين
لحظه هايش مي گفت :
تــا ابـــد دوستت دارم
![]()
دوباره از نو بازمیگردم به سر سطر ...آنجا که نام زیبای تو نگاشته شده است...
آنجا که نام من آغاز میشود...آن لحظه که عشق می روید و من در هوایش
نفس میکشم...فانوس ستاره ها را خاموش میکنم و چهره ی مهتاب را در پشت ابرها
پنهان میکنم ...تا دستانم در دست های گرم تو جای دارد چشم هایم را بر روی
هر آنچه دیدنیست میبندم...تصنیف عشق را برایت زمزمه میکنم...
تا غروب ستاره ها کنارم بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم...
![]()
![]()
شماهايي كه مطمئنا به زيبايي و داشتن پوستي شاداب و با نشاط اهميت مي دهيد.

:ادامه مطلب:![]()
محبت را از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد .
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،از ادمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن،از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره!
ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟ گفتم زندگی ناراحت شد و رفت اما فکر نکرد شاید اون تمام زندگی من باشه
به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
زندگي مثل يه ديكته است ؛هي غلط مي نويسم و هي پاك مي كنيم،دوباره مي نويسيم و پاك مي كنيم.غافل از اين كه يه روز داد مي زنن ورقه ها بالا.
نجوم نخوندم،ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم...... فيزيک نخوندم،ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است ......» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و ... نيست .... زيست شناسي نخوندم،ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه ..... شيمي نخوندم،ولي مي دونم اگه عشق نباشه مولکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن ... اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد
وقتيكه عاشق چشمات شدم تازه فهميدم كه زيبايي چيست // وقتيكه تو رو در قلب كوچكم جاي دادم تازه صداي ضربان قلبم را شنيدم // وقتيكه دست در دستان تو نهادم تازه معناي گرمي را درك كردم // لحظه ها و ثانيه هايي را كه با تو سپري مي كنم بيشتر پي به معناي زندگي مي برم // هنگاميكه به ياد تو هستم مي فهمم كه آرامش چيست و هرگاه به جدايي مي انديشم كنار خود سايه مرگ را مي بينم
ميگي عاشق باروني، ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالاي سرت... ميگي عاشق برفي ولي طاقت يه گوله برف رو نداري... ميگي پرنده ها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس... ميگي عاشق گلهايي ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميکني... انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقي؟
نمی خوام بگم دوستم داشته باش چون می دونم دوستم نداری.... نمی خوام بگم عاشقتم چون می دونم عاشق یکی دیگه ای..... نمی خوام بگم برای من باش چون می دونم سهم یکی دیگه ای.... نمی خوام بگم با من حرف بزن چون می دونم با من حرفی واسه گفتن نداری.... فقط میگم ...منو ببخش...منو ببخش چون عاشقت شدم....نمي بخشمت ....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت.... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي....و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
هيچ وقت مغرور نشو......... برگ ها وقتی ميريزن که فکر ميکنند طلا شدند
یکبار از کنار دریا عبور کردی یک عمر امواجش برای بوسیدن جای پاهات میان و میرن
مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر بهم نخوره.پس اگه کسي رو دوست داري براي داشتنش سالها صبر کن.
![]()
![]()
اندازه و مناسب بودن لباستان، برای حس اعتماد به نفس بسیار مهم است. ژاکت مثال بسیار خوبی است. یک ژاکت شل و گشاد باعث می شود کثیف و نامرتب جلوه کنید. ژاکتی که اندازه تان باشد شما را تمیزتز و مرتب تر نشان میدهد و باعث میشود با اعتماد به نفس بیشتری بایستید و راه بروید. در اینجا نمونه های دیگری نیز برای شما مطرح م یکنیم تا ببینید هر لباسی در چه اندازه ای باشد به شما اعتماد به نفس خواهد داد....
:ادامه مطلب:![]()
![]()
ثانیه.روز.زمان.ساعت و من دلتنگم
دیگر از هرچه دروغ است و کلک بیزارم
خسته از هرچه که بی تو به سرانجام رسید
خسته از شعر و هر صحبت طوطی وارم
گرمی وحرم حضورت بدنم را سوزاند
نکند خوابم و یارب نکند تب دارم؟
گرم صحبت شدم و هیچ نمی دانستم
ساعتی هست که همصحبت این دیوارم![]()
عشق تو باور من شد با تموم تاروپودم
هرکی اومد سر راهم چشمامو بستم و ندیدم
عکس تو توی دست من بود تورو با دلم خریدم
برای نفس کشیدن عشق تو دلیل من بود
بودن تو پیش چشمام خواب و رویای شبم بود
من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم
ندونستم تو غروبی وای چه تلخه سرنوشتم
من زدم تیشه به ریشه ام تو چته!
از نگاه عرضه خیال من دارم شکنجه می شم تو چته!
اسممو چند دفعه بردی تا حالا!
چند ستاره کم آوردی تا حالا!
تو مثل من که همش بد میاره به در بسته نخودی تا حالا!
دددددددددددل دیگه بسشه درد
توی بذره حسرت
توی سایه های مردن
آهههههه دیگه خسته شودم
دل شکسته شودم
بازم می مانم
من می سوزمو می سازم تو چته!
توی غبار زندگی منم که مفت از تو نیستمو می بازم تو چته!
من همونم که شکستیش یادته!
به رگ فاصله بستیش یادته!
حالا آمدی چی رو نشون بدی ؟ دلی که نمی پرستیش یادته!
دددددددددددل دیگه بسشه درد
توی بذره حسرت
توی سایه های مردن
آهههههه دیگه خسته شودم
دل شکسته شودم
بازم می مانم
عشق تو شعله خلوصه واسه من میگیم فرصت شب و روزه واسه هم فکر آس و پاسی خودتو کن نمی خواد دلت بسوزه واسه من![]()
دفعه دیگه بیشتر حواسشو جمع کرد ، یکی دیگرو انتخاب کرد ، باز عاشق شد ، باز خندید اما باز ... باز یه روز دعوا شد ، قهر کرد ... باز غصه خورد ، این بار بیشتر از دفعه پیش ... و باز عزمشو جزم کرد که دوباره انتخاب کنه ، به قول خودش یه انتخاب درست و عاقلانه ... باز عاشق شد ، باز خندید اما ... کاش یکی پیدا می شد و بهش می گفت " کسی که بلد نیست ببخشه ، هیچ وقتم یاد نمی گیره عاشق باشه، حالا هر چقدرم حواسشو جمع کنه !! " از عشق های زمینی بسان عشقهای آسمانی متوقع نباشید ، راستش را بخواهید تمام صفحاتش زیبا نیست اما شما یاد بگیرید بخشهای زیبایش را بیشتر بخوانید .... ![]()
همه چيز آرام.....آرام ... باورت مي شود ؟ ديگر ياد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
تو نگرانم نشو !
همه چيز را ياد گرفته ام !
راه رفتن در اين دنيا را هم بدون تو ياد گرفته ام !
ياد گرفته ام که چگونه بي صدا بگريم !
ياد گرفته ام که هق هق گريه هايم را با بالشم ..بي صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چيز را ياد گرفته ام !
ياد گرفته ام چگونه با تو باشم بي آنکه تو باشي !
ياد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به ياد تو !
ياد گرفته ام که چگونه نبودنت را با روياي با تو بودن...
و جاي خالي ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چيز را ياد گرفته ام !
ياد گرفته ام که بي تو بخندم.....
ياد گرفته ام بي تو گريه کنم...و بدون شانه هايت....!
ياد گرفته ام ...که ديگر عاشق نشوم به غیر تو !
ياد گرفته ام که ديگر دل به کسي نبندم ....
و مهمتر از همه ياد گرفتم که با يادت زنده باشم و زندگي کنم !
اما هنوز يک چيز هست ...که ياد نگر فته ام ...
که چگونه.....! براي هميشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمي خواهم که هيچ وقت ياد بگيرم ....
تو نگرانم نشو !!
"فراموش کردنت" را هيچ وقت ياد نخواهم گرفت ...![]()
هميشه تنها هستم وقتي كه اون پيشم نيست
دلم براش پر مي زنه تو آسمون يادش
بال و پرم شكستش وقتي رفتم زيادش
روزگارم سياهه مثل پر كلاغه
ديگه شبي ندارم بدون آه و ناله
اي كاش كنار من بود رفيق راه من بود
گل قشنگ گلدون كنار پنجرم بود
يه حرف عاشقونه توي نگاهش بودم
يا يه دونه ستاره تو آسمونش بودم
اي كاش كنارم بودي مرحم دردم بودي
اي كاش شباي غم رو طلوع شادي بودي![]()
![]()
![]()
| قالب : پيچك |




