تبليغاتX
________ تولد دوباره ___________


________ تولد دوباره ___________

.....................آرزویی زیباتر از تو سراغ ندارم...........................

مردی در مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید :دختر خوب ، چرا گریه می کنی ؟

دختر در حالی که گریه می کرد گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود/ مرد لبخندی زد و گفت:با من بیا ، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم .

وقتی از گل فروشی خارج می شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست ؟ می خوای برسونمت ؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت : آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد .

مرد او را به قبرستان برد و دختر روی قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت ، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

یادت نره یک مادری دارید که همیشه با شما بوده و هست.

نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:40 توسط دنيا | |

به راحتی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی می شه در قلب او جایی پیدا کرد.
به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد ولی به سختی می شه اشتباهات خود را پیدا کرد.
به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی می شه زبان را کنترل کرد.
به راحتی میشه کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم ولی به سختی می شه این رنجش را جبران کنیم.
به راحتی میشه کسی را بخشید ولی به سختی می شه از کسی تقاضای بخشش کرد.
به راحتی میشه قانون را تصویب کرد ولی به سختی می شه به آن ها عمل کرد.
به راحتی میشه به رویاها فکر کرد ولی به سختی می شه برای بدست آوردن یک رویا جنگید.
به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی می شه به زندگی ارزش واقعی داد.
به راحتی میشه به کسی قول داد ولی به سختی می شه به آن قول عمل کرد.
به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولی به سختی می شه آنرا نشان داد
به راحتی میشه اشتباه کرد  ولی به سختی می شه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتی میشه گرفت ولی به سختی می شه بخشش کرد.
به راحتی میشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد ولی به سختی می شه به آن معنا بخشید.
و در آخر:
به راحتی میشه این متن را خوند ولی به سختی می شه به آن عمل کرد...

نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:20 توسط دنيا | |

دليل اول
مردها با اين احساس بزرگ مي‌‌شوند كه مسئوليت همه موارد با آنهاست. مردها در كودكي و هنگامي كه پسربچه‌هاي كوچكي بودند، چنين شرطي شده‌اند كه گويي مسئوليت همه موارد با آنهاست. «پسرم وقتي بزرگ شدي، قراره رييس يه خانواده بشي»، «پسرم، پدرت به كمكت احتياج داره تا اون جعبه‌هاي سنگين رو از ماشين به داخل خونه بياره».
پسربچه‌هاي كوچكي كه اين جملات به آنها گفته مي‌‌شود، با اين باور ناخودآگاه بزرگ مي‌‌شوند كه چنانچه مي‌‌خواهند يك مرد واقعي شوند، مي‌‌بايست لايق و توانا باشند چون مسئوليت مواظبت از زن و زندگي‌شان با آنهاست....

:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 20:39 توسط دنيا | |

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!

اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمی‌شود!

اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!/

اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره...

اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 19:56 توسط دنيا | |

یکی از مشکلات در زندگی مشترک این است که برخی افراد به اشتباه تصور میکنند که باید از هر آنچه مربوط به همسرشان است آگاه شوند و جایی برای استقلال هم وجود ندارد .مشاوران خانواده معتقدند فقط به این دلیل که ازدواج کرده اید قرار نیست همه چیز در مورد همسرتان را بدانید . تمام افکار ، گفتار و کردار همسرتان نباید برایتان گزارش شود گاهی اوقات در زندگی مشترک از یاد میبریم که ما دو نفر با دو شخصیت و فکر متفاوت هستیم که قرار است در کنار هم زندگی کنیم نه اینکه عینا مثل هم شویم ویژه گیهای منحصر بفرد خود را از دست ندهید زیرا همین موارد موجب جذابیتهای شما برا ی همسرتان شده است .


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:58 توسط دنيا | |

donyamashog
:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:45 توسط دنيا | |

تقدير من تنهائي در پس تمامي لحظات خوشي ايست كه همه به تك تك ثانيه هايش حسرت مي خورند و تو تنها يار با وفاي من بودي كه روزهاست بي تو مي خوابم و صبحدم بدون هيچ اميدي پلكهاي خسته ام باز ميكنم .ميدانم نيستي و رفتي ایي .
تنهايم تنها تر از هر موجود زنده اي كه خداوند خلق كرده. همزباني با دل خسته ام نيست و همدمي در تاريكي روزهايي كه همه آن را زيبا مي بينند ولي من ............
آه كه چقدر اين دنيا براي من ساز غم ميزند . بعضي وقتها به اينكه خدايا من واقعا بنده تو هستم شك ميكنم . به حق خود در يك لحظه خنده اي كه از ته دل بيايد و يا نشانه اي كه اميدم باشد كه هستي و نگاهم ميكني حسرت میخورم.به فكرمي وتقديري برايم انديشيده اي. كاش با من حرف ميزدي و دليل اين همه بي وفايي عاشق صفتانت را باز گو ميكردي و مرحمي بر قلب تكه تكه شده ام ميگذاشتي .
خسته ام خيلي خسته و صبري برايم باقي نمانده. خيلي صبوري كردم .چشم بر تمامي آرزوهايم بسته ام ولي آيا آدمي مثل من بدون آرزو مرده اي متحرك بيشتر نيست؟؟؟؟؟؟؟
چند روز پيش عابري از من پرسيد بزرگترين آرزويت چيست ؟
هر چه فكر كردم ديديم از بزرگترين تا خردترين آرزوهايم نابود شدند سكوت تنها جواب من بود .
كاش در اين مرداب زندگي ام نفوذ نميكردي يا حداقل با ديدن ويرانه قلبم اين چنين بذر نفرت نميكاشتي .كاش ميشد با يك خواب و بيدار شدن فراموشت كرد مثل خودت.

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 14:17 توسط دنيا | |

ديگه برات شعري نمي گم
ديگه برات از اين صدا آوازي نميگم
ديگه برات دوستت دارم رو هميشه
روي لبام هر لحظه بي تاب نميگم
تو كه نيستي ، تو كه رفتي ، تو از من دل بريدي
پشت پا زدي به عهدت
دل من پس زدي و دل به يار ديگه بستي
همدم شبهاي تنهايي من ،ديگه نيستي
مرحم اين دل شكسته ام ،تو ديگه نيستي
نمي خوام حضورتو ديگه احساس كنم
نمي خوام عشق شكسته ام و دوباره التماس كنم
كه دوباره جون بگيره
نو بشه
جوان بشه
واسه توئي كه نا رفيقي
دل ميگيري ، ميبري ،ولي آسون ميشگني
نميخوام دوباره احساست كنم
نميخوام معني عشق و با حضور تو احساس كنم
 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 13:55 توسط دنيا | |

ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام


من همونم كه يه روز مي خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم


اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند


توي چاله افتادم خاك منو زندونی كرد
آسمونم نباريد اونم سرگرونی كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون


خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هی بخارم مي كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا می بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم


هيچی باقی نيست ازم لحظه های آخره
خاك تشنه همينم داره همراش می بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر می كنه كه مياره دست باد

شاعر : اردلان سرفراز

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 13:44 توسط دنيا | |

HAPPY BIRTH DAY TO SIAVASH GHOMAYSHI
و اما امروز سالروز زاده شدن سياوش قميشي ست . او اينك 63 ساله شد.و مت نيز اين انباشته تجريه را به وي تبريك مي گوئيم و اميدواريم روزهاي بهتر داشته باشد تا همراه با آن آهنگهاي زيباتري را براي ما به ارمغان آورد. .
سياوش عزيز خواننده محبوب من تولدت مبارك صداي جاودانه ات تنها آرام بخش لحظه هاي تنهايم در شبهايي است كه تو پر ستاره اش مي كني . هزاران هزار تبريك  - سياوش تولدت مبارك
پوستر سياوش در ادامه مطلب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 22:17 توسط دنيا | |

donyamashog
:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:18 توسط دنيا | |

www.donyamashog.blogfa.comآيا از ديدارهايي كـه مـنجر به بــرقـراري رابـطه نگرديده اند خـستـه شـده ايد؟ آيـا از بـرخـورد با مـردانـي كـه آشـكـارا آمـادگـي ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــيــد گشته ايد؟ اگر در يافتن جفت خود منتهاي كوشش خود را نموده ايـد و در اين زمينه بموفقيت چنداني دست نيافته ايد، ممكن است وقت آن رسيده باشد كه درباره ديدگاهتان نسـبــت بجستجوي عشق حقيقي تجديد نظر كنيد. در اين بخش با پنج اشتباه متداول زنان در بازي
عـشق آشنا ميشويد. اگــر بـرخـي از ايـن دلايــل بــرايــتـان آشــنــا بــود، خـود را سرزنش نكنيد. فقط بدانيد كه لياقتتان بيشتر بوده و عهد ببنديد كه براي بهتر بودن تغيير نماييد..


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:4 توسط دنيا | |

بیا درویش بشیم خاكی و بی ریا شیم
بغض تن را بشكنیم از من وما رها شیم
بیا پروانه صفت به دور هم بگردیم
زیر چتر معرفت یك دل و یك صدا شیم

زندگی با كبرصفا نداره
عالم فانی بقاء نداره
اونهایی كه خاكی اند
عاشق دل پاكی اند
پیش خدا عزیزنو
شاه و گدا نداره

افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بی نور نباش

اینهمه به مال ومنالت نناز
یا اینكه به حسن جمالت نناز
دو روز د نیا كه منم نداره
خوردن حرص بیش و كم نداره

افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بی نور نباش

زندگی بذر محبت كاشتن
نه به ناداری و نه به داشتن
حاصل عمر گرانمایه ما نامی نیك به جا گذاشتن

اونهایی كه خاكی اند
عاشق دل پاكی اند
پیش خدا عزیزنو
شاه و گدا نداره
افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بی نور نباش
جانانه شو منفور نباش

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 21:40 توسط دنيا | |

do0nya
:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 19:58 توسط دنيا | |

do0nya


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 19:49 توسط دنيا | |

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟


پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی . من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.


پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.


فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پا برهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:42 توسط دنيا | |

چرا بايد ازدواج كنيم ؟!!!بله! واقعاً بايد اين كار را بكنيد! خيلي زود! به قول آلماني‌ها: «ازدواج زود، عشق پايدار»! اما قبل از اينكه به «چرا بايد ازدواج كنيم» بپردازيم، اول بايد به «چرا بايد ازدواج كنيم» بپردازيم!بعضي «بايد»ها، صرفاً يك حكمِ بي‌چون و چراي تخطي‌ناپذير آمرانه‌اند؛ اما هستند «بايد»هاي ديگري هم كه يك ضرورت را به ياد مي‌آورند. تو بايد غذا بخوري! تو بايد نفس بكشي! تو بايد وقتي به يك ميهماني سرشناس دعوت شده‌اي، كفشهاي يك‌سال‌واكس‌نزده‌ات را بالاخره واكس بزني! اين سه «بايد»، هيچ كدام، آمرانه نيستند؛ دقيقاً به يك ضرورت اشاره مي‌كنند؛ و تو كاملاً اختيار داري علي‌رغم «بايد»ي كه نويسنده نوشته يا گوينده گفته، غذا نخوري و نفس نكشي و كماكان به صرافتِ واكس زدنِ آن كفش پوسته‌پوسته‌شده‌ي يك‌سال‌واكس‌نخورده‌ات نيفتي! اما... واقعاً بعدش چه مي‌شود؟ كي ضرر مي‌كند؟ گوينده يا نويسنده‌اي كه «بايد» را گفته و نوشته، يا تو؟!
تو بايد ازدواج كني. اين «بايد»، يك بايد‌ آمرانه نيست!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:50 توسط دنيا | |

do0nya
:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:15 توسط دنيا | |

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد 

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد 

تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه 

هرچی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه 

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم میرسم 

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام  

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم 

گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم 

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه 

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه 

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم 

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم 

عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو 

عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام 

عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام 

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم 

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 13:25 توسط دنيا | |

do0nya
:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 13:18 توسط دنيا | |

كاش ميدانستي، بعد از آن دعوت زيبا
به ملاقات خودت
من چه حالي بودم
خبر دعوت ديدار، چو از راه رسيد
پلك دل باز پريد
من سراسيمه به دل بانگ زدم
آفرين قلب صبور، زود برخيز عزيز
خاطرم را گفتم: زودتر راه بيفت
هر چه باشد، بلد راه تويي
ما يك عمر بدين خانه نشستيم وتو
تنها رفتي
بغض در راه گلو گفت:
مرحمت كم نشود
گويا با من بنشسته دگر كاري نيست
جاي ماندن چون دگر نيست،
از اينجا بروم
مژده دادم به نگاهم، گفتم:
نذر ديدار قبول افتاده است
و تپش هاي دلم را گفتم:
اندكي آهسته، آبرويم نبري
عقل، شرمنده به آرامي گفت:
راه را گم نكنيم!!
خاطرم خنده به لب گفت: نترس
نگران هيچ مباش
سفر منزل دوست،
كار هر روز من است
چشم بر هم بگذار، دل تو را خواهد برد
...
وه چه روياي قشنگي ديدم
خواب، اي موهبت خالق پاك
خواب را دريابم
كه تو در خواب، مرا خواهي خواست
كه تو در خواب، مرا خواهي خواند
و تو در خواب، به من خواهي گفت:
تو به ديدارمن آ
آه، كاش ميدانستي
بعد از اين دعوت زيبا به ملاقات خودت
من چه حالي دارم
پلك دل باز پريد
خواب را دريابم
من به ميهماني ديدار تو مي انديشم...

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:41 توسط دنيا | |

do0nyaتا كنون بارها ديده شده كه رفتارهاي آقايون قبل از ازدواج با بعد از ازدواج تغيير كرده البته اين مسئله در مورد خانمها هم صادق است اما آنقدر كم است كه حتي لمس نمي شود به عنوان مثال خيلي از آقايون در دوران نامزدي و يا عقد خود را يك عاشق پيشه نشان مي دهند در هفته دو يا سه شب با شما بيرون مي آيند كارهاي غافلگير كننده انجام مي دهند  حرفهاي شيرين و جذابي ميزنند و البته از هيچ فرصتي براي برقراري رابطه جنسي يا حد اقل معاشقه و كمه كمش بوسيدنو لب گرفتن نمي گذرند اكثر مواقع شيك ترو تميز با موهاي مرتب و صورت اصلاح شده و البته سر وقت سر قرار حاضر مي شوند خوب اين خيلي خوبه اما متاسفانه اين رفتارهاي به مرور زمان بعد از ازدواج كمرنگ و كمرنگ تر مي شوند حتي اون آقايي كه دم از گرمي در رابطه جنسي ميزد بعد از 6 يا هفت ماه حوصله برقراري رابطه جنسي هم به ندرت پيدا مي كند ديگه سينما و پارك رفتن كم و كمتر ميشه اون آقايي كه بوي عطرش شما رو گيج مي كرد لباس پوشيدنش شما رو جذب مي كرد موهاش و البته صورت صافش ديگه حوصله اين كه حتي هفته اي دو مرتبه اصلاح كند را ندارد زودتر عصباني مي شود بارها اين مسئله را از من پرسيده ايد و دليلش را خواسته ايد و لبته بر عكسش خانمها اكثر خانمها در دوران پس از ازدواج گرمتر مي شوند نياز جنسي آنها بيشتر از قبل مي شود البته از به زبان آوردن نياز خود كمي خودداري مي كنند و بيشتر با رفتارهاي و حركات خود و حتي نوع لباس خود قصد دارند آقايان را از نياز خود به رابطه جنسي مطلع سازند اما آقاياون يا اين قضيه را متوجه نمي شوند يا اينكه خود را به او راه ( كوچه علي چپ ) ميزنند و به قوله دوستان امروزي خيلي عذر مي خوام يابو آب مي دهند البته دلايل قانع كننده اي براي خود دارند چون آقايون هميشه يك دليل دارند علت تغيير رفتارهاي آقايون چيست ؟ قبل از اينكه به اين مسئله بپردازم اينو بدونيد هيچ مردي نيست كه از عمد رفتاري انجام دهد كه همسر خود را ناراحت كند و از زماني كه متعهد به قبول مسئوليت مي شود تمامي  تلاش خود را در اين زمينه به كار ميگيرد من دلايل زيرا باعث بوجود آمدن تغيير رفتار آقايون مي دانم....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 20:14 توسط دنيا | |

do0nya

حرفی ندارم همچین موقعه ای که میشه و دلم پر پر مزنه برات حتی برای شنیدن صدات فقط این آهنگ سیاوش آرومم میکنه دوست داری بدونی کدوم آهنگ رو میگم ؟ گوش کن !!!!

برای شنیدن تو که برای هیچوقت حرفی نداری

باید بمونم اینجا شاید یه روز بیایی ببینی

تموم روزا مثل -هم مثل همیشه

 صدای قشنگت همجا شنیده میشه

اما خودت که نیستی ببینی همش عذابه

مثل سرابه وقتی میخوام 

دیگه نیستی

نیستی که ببینی اشکام دیگه نمی تونن نریزن

بمونن بسازن نمیرن

do0nya

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 23:54 توسط دنيا | |

do0nyaبه مردان قدرت دهيد ، تا صميميت فوران كند . مرد موجودي عاشق قدرت است . مرد از اين كه قدرتمند باشد حظ ميكند . در آسمان اوج ميگيرد و شما را نيز همراه خود بالا مي برد.از اينكه توانا باشد يا احساس توانايي كند لذت ميبرد. تا وقتي كه مشغول كشتن اين احساس در مردان هستيد بدانيد كه تنها ميتوانيد خواب خوشبختي را ببينيد. اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد يا از آن انتقاد كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود.او دنبال كسي است كه به قدرتهايش ايمان داشته باشد. و حتي ضعفهايش را در جهت تقويت تواناييهايش مثبت جلوه دهد.پس بدانيد كه:


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 23:16 توسط دنيا | |

شما رایحه عالی مورد نظرخود را در قیمتی مناسب پیدا کرده اید، اما هر زمان که از آن استفاده می کنید، به زودی و در عرض چند ساعت بوی آن از بین می رود. چرا این اتفاق می افتد؟ روش های را بیاموزید تا به شما اطمینان بدهد که بوی عطرتان در سرتاسر شب یا روز قوی و خوب باقی می ماند.
 
حفظ پوست سالم و افزایش بوی عطر
1- پوست سالم رمز استفاده موفق از محصولات آرایشی و زیبایی است.ابتدا مطمئن بشوید که پوست شما پیش از استفاده از عطر کاملا شسته و تمیز است.
2- توجه کنید که چه نوع مواد بهداشتی پوست و بدن باعث می شود که بدن شما بوی تندی داشته باشد. اگر از عطر برای این منظوراستفاده می کنید که بوی بدن شما را بپوشاند، این بو وعطر به مدت طولانی نمی ماند و سرانجام بوی بدن شما بر عطر غلبه می کند.

do0nya


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:57 توسط دنيا | |

ان قدر دل كندن از تو سخت است
كه در اخرين كوپه از اخرين واگن قطار
نشسته ام!
تا هرچه قدر مي شود...
ديرتر تركت كنم!!!
 
 
ميپرسم: چه كار مي كني؟
مي گويي: به اينده فكر مي كنم.
ميپرسم: اينده؟
ميگويي:
آ:آري، كاش
ي: يك بار
ن:نشان بدهي
د: دوستم داري
ه: همين!
 
 
امواج زندگي را
با اغوش باز پذيرا باش
حتي اگر گاهي،
تو را به قعر دريا ببرد!
ان ماهي كه هميشه بر سطح اب مي بينم....
مرده است!!!
 
 
چند ريال
چند دلار
بگو چه قدر بيشتر؟
سكوت نكن!
بگو عشق او ، چه قدر بيشتر از من
ارزش داشت؟!!!
 
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 22:17 توسط دنيا | |

do0nya
:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 22:9 توسط دنيا | |

do0nyaاين هفته مختص دوستانيه که تصميم به ازدواج دارن و همه چيز و در نظر ميگيرن بجز مشاوره و آموزشهاي پيش از ازدواج .....
البته ديدم کساني رو که با خاله و دوست و آشنا اين مشاوره رو انجام ميدن ! ولي اين راهش نيست ! چرا ؟! خيلي واضحه ... چون عمه و خاله و دوست و آشنا چيزايي رو به شما گوشزد ميکنن که خودشون تو زندگي در اون مورد دچار مشکل يا تنش بودن و بنا به علاقه قلبيشون به شما ، سعي ميکنن که با راهکار هاشون شما رو از اين تنشها دور نگه دارن ! حالا کي گفته که قراره شما هم خدايي ناکرده تو زندگي شخصيتون داراي همين مشکلات باشيد !
اينو بدونيم که هر آدمي خصوصيات خاص خودشو داره و بدترين کار چيه !؟ مقايسه کردن ... مقايسه کردن شامل همه چيز ميشه ... يکيش هم همين توصيه هاي سنتي نزديکان و دوستانه ! البته خيلي خوبه که تجربياتشون رو در جايگاه يک تجربه مد نظر بگيريد و در جاي جاش تو زندگي از اون تجربيات بهره بگيريد... و اما بحث امروز که جا ديدم براتون در حد يک مقاله تهيه کنم به همين موضوع اختصاص داره ... ولي شما به اين مطالب محدود بسنده نکنيد و واسه خوشبختيه خودتون هم که شده قول بدين در تکاپو باشيد ، باشه ؟!

ضرورت داشتن مشاوره و آموزشهاي پيش از ازدواج با متخصص .....
ببينيد ! پاسخ صريح و کوتاه به پـرسش جناب عاقد محترم  چـيزي نيـست جـز يـک "بـله" کوچيک ولي قاطع... ازدواج کردن اونم بدون در نظر گرفتن آموزش هاي مقدمـاتي، مثل چيه !؟ مثل شـروع يـک کار تجاري بدون درنظر گرفتن سود و زيان ! ( از اونجايي که خودم مسئول مالي هستم، ...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 23:24 توسط دنيا | |

do0nya
:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:58 توسط دنيا | |

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می شود.
1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟
الف-یک قصر    ب- یک موزه    ج-یک هتل    د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)
2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می شوید؟
الف-پنجره    ب- در        ج- بالکن         د- تونل زیر زمینی
وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن
می شنوید...در را باز می کنید و کسی را می بینید که واقعاً می خواستید با او باشید
3. آن شخص کیست؟
به گشتن ادامه می دهید...پلکانی را می بینید که به طبقه بالا می رود.
4.مارپیچی است یا مستقیم؟
از پلکان بالا می رویم تعداد پله ها را می شمارید.
5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)
بعد وارد اتاقی می شوید..........
6.دلتان می خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟
الف-به اندازه یک آکواریوم 
ب-به اندازه یک اتاق معمولی 
ج-به اندازه یک جنگل 
 د-به اندازه  اقیانوس آرام
7.دلتان می خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟
الف-قرمز    ب-سیاه و سفید      ج- ارغوانی      د-زرد یا پرتقالی      و-رنگ های رنگین کمان
یک میز جلوی شما ظاهر می شود...
8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟
و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه
9.یک میوه را انتخاب کنید.......
میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می اندازد...
10.نام او را بنویسید.
11.شما میوه را برمی دارید و.........
الف-بلافاصله آن را می خورید.
ب- قسمت کرم خورده را می برید و قسمت سالمش را می خورید.
ج-آن را می برید و داخلش را می بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می دهید
د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می اندازید
از آن ساختمان خارج می شوید و 5 حیوان را می بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل
12.این حیوانات را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:12 توسط دنيا | |

قالب : پيچك