تبليغاتX
________ تولد دوباره ___________


________ تولد دوباره ___________

.....................آرزویی زیباتر از تو سراغ ندارم...........................

بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن

لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن

آب، آئینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا، که دلت با دگران است

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

 

با تو گفتم:

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم

باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم، نرمیدم

 

رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

 

بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم


خسته شی چه میکنی؟ دلت از بار غصه سنگین شه چه می کنی ؟ دیگه روزها زیبائی چندروز پیش رو نداره؟؟ حتی نفس کشیدنم بی هدف میشه چه میکنی ؟ ؟ به پوچی رسیدم ... نیستی ... با این همه که خودم راه حل میدونم الان در مانده شدم.... التماس دعا

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 19:4 توسط دنيا | |

حجاب

نمى‏دانید؛

 واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم،

دل مردهایى كه چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترین زن‏هاست را مى‏زند.

نمى‏دانید چقدر لذت‏بخش است وقتى وارد مغازه‏اى مى‏شوم و مى‏پرسم:

 آقا! اینا قیمتش چنده؟

و فروشنده جوابم را نمى‏دهد؛

دوباره مى‏پرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مش‏كرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمى‏بیند.

 باز هم سؤالم بى‏جواب مى‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون مى‏آیم.

نمى‏دانید؛

 واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى كه به خیابان مى‏آیند تا لذت ببرند، ذره‏اى به تو محل نمى‏گذارند.

نمى‏دانید؛

واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم مى‏زنید؛ در حالى كه دغدغه این را ندارید كه شاید گوشه‏اى از زیبایى‏هاتان، پاك شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیك‏ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را كنترل كنید؛زیبایى از دست رفته‏تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران كنید.

نمى‏دانید؛

 واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مى‏روید و صد قافله دل كثیف، همره شما نیست.

 نمى‏دانید؛

واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پلید مردان شهرتان نیستید.

نمى‏دانید؛

 واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى كرم قلاب ماهى‏گیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید.

نمى‏دانید؛

واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى مى‏بینى كه مى‏توانى اطاعت خدایت را بكنى؛ نه هوایت را.

 نمى‏دانید؛

واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه مى‏روید؛ در حالى كه یك عروسك متحرك نیستید؛ یك انسان رهگذرید.

نمى‏دانید؛

 واقعاً نمى‏دانید چه لذتى دارد این حجاب!

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 16:20 توسط دنيا | |

غريبه
همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

تو نگرانم نشو !!

همه چيز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چيز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت .

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 8:37 توسط دنيا | |

شاید برای اکثر شما ها موضوع جدیدی نباشد هر چند فکر نمی‌کنم برای به حرف در آوردن کامپیوتر از ترفند زیر استفاده کنید اما خیلی های دیگر هستند که اصلآ خبر ندارند اینکه کامپیوتر یک متن انگلیسی را بخواند چقدر ساده است و وقتی می‌بینند حسابی ذوق زده می‌شوند ، یک نمونه‌اش را چند سال پیش خودم دیدم. چند تا از دوستانم حسابی ذوق کرده بودند و تند و تند عبارت های مختلف را می‌نوشتند تا ببینند کامپیوتر چطور آنها را تلفظ می‌کند.
ابتدا یک پنجره‌ی جدید نت پد باز کنید و متن زیر را عینآ در آن کپی کنید.



Dim message, sapi
message=InputBox("Enter the text you want spoken","SpeakThis")
Set sapi=CreateObject("sapi.spvoice")
sapi.Speak message


حالا کافیست فایل را با پسوند vbs ذخیره کنید و آن را اجرا کنید.


در پنجره‌ی باز شده متن مورد نظر را وارد کنید تا کامپیوتر آن را برایتان تلفظ کند.



کد بالا از یکی از API های مایکروسافت به نام SAPI استفاده می‌کند.
(Speech Application Programming Interface)

راه ساده تر؟

از منوی استارت وارد کنترل پنل شده سپس Speech را انتخاب کنید ، در پنجره‌ی باز شده می‌توانید متن مورد نظرتان را تایپ کنید و روی Preview Voice کلیک کنید تا کامپیوتر آن را برایتان بخواند همچنین می‌توانید سرعت خواندن را هم تنظیم کنید.



می‌توانید از سایت iSpeech.org هم برای این کار با کیفیت بهتر استفاده کنید. متن را در سایت وارد می‌کنید و صدای آن را دریافت می‌کنید و البته قابلیت های فراوان دیگری هم دارد.

به فناوری‌ای که ما در این پست از آن استفاده کردیم اصطلاحآ Text 2 Speech می‌گویند. می‌توانید برای کسب اطلاعات بیشتر جستجویش کنید.

شیطونی کنیم؟

کد ذکر شده در بالا را به صورت زیر تغییر دهید:

Dim sapi
Set sapi=CreateObject("sapi.spvoice")
sapi.Speak "Hello Babak, I'm your computer , I can talk to you"

(متن داخل گیومه را به دلخواه خود تغییر دهید) حالا فایل را مثل مرحله های گذشته با پسوند vbs ذخیره کنید و در پوشه‌ی استارت آپ کاربر های دیگر کامپیوتر یا دوستتان قرار دهید. دفعه‌ی بعد که کامپیوترش را روشن کند پیغام شما برایش پخش می‌شود.

(مثال: c:\Documents and Settings\Babak\Start Menu\Programs\Startup)

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 21:8 توسط دنيا | |

دوران نامزدي
 
عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

 1حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد.
2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.
3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.
4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.
5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.
6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.
7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید. همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.
8. اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.
9. به همسرتان احترام بگذارید. به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.
10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل.. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.

یادتان باشد...هرچه بیشتر برای رابطه تان وقت بگذارید، بیشتر عایدتان می شود. بگذارید عشق و عاشقی بخشی از زندگی روزانه شما را از آن خود کند.

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 20:41 توسط دنيا | |

به سلامتی درخت!

 نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش.


به سلامتی دیوار!

 نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.


به سلامتی دریا!

 نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.


به سلامتی سایه!

 که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.


به سلامتی پرچم ایران!

 که سه‌رنگه، تخم‌مرغ! که دورنگه، رفیق! که یه‌رنگه.


به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.


به سلامتی نهنگ!

 که گنده‌لات دریاست.


به سلامتی زنجیر!

 نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستنش.


به سلامتی خیار!

 نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.


به سلامتی شلغم!

 نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.


به سلامتی کرم خاکی!

نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش


به سلامتی پل عابر پیاده!

 که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !


به سلامتی برف!

 که هم روش سفیده هم توش.


به سلامتی رودخونه!

که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.


می‌خوریم به سلامتی گاو!

که نمی‌گه من، می‌گه ما.


به سلامتی دریا!

 که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.


می‌خوریم به سلامتی اون که همیشه راستشو می‌گه.


به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو می‌گیره دورش.


به سلامتی بیل!

 که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.


به سلامتی دریا!

 که قربونیاشو پس می‌آره.


به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!

 که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.


به سلامتی عقرب!

 که به خواری تن نمی‌ده.
(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش می‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)


به سلامتی سرنوشت!

 که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.


به سلامتی سیم خاردار!

 که پشت و رو نداره.

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 20:35 توسط دنيا | |

امشب از آسمان دیده ی تو

روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه ی من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم .. تو .. پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو .. بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه به تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
فروغ فرخزاد.

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 20:54 توسط دنيا | |


اگر این خانم را در حال گردش در جهت عقربه ساعت می بینید شما از سمت راست مغز خود بهره می گیرید.
اگر این خانم را در حال گردش در جهت خلاف عقربه ساعت می بینید شما از سمت چپ مغز خود بهره می گیرید.
بعضی از مردم توانایی دیدن چرخش وی را در هر دو جهت دارند.
اگر شما بدون تعییر در چشمتان هنگام نگاه کردن قادر به سوئیچ در هر دو جهت هستید هوش شما بالاتر از ۱۶۰ است که یک نابغه به حساب می آیید.
این تصویر در دانشگاه یل آمریکا در مطالعه ای ۵ ساله بدست آمده است .
تنها ۱۴ ٪ مردم آمریکا توانایی دیدن آن را در هر دو جهت دارند.

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 20:53 توسط دنيا | |

دوست پسر

دوست پسر/دختر قبلیتان مدام زنگ می زند و می خواهد با شما صحبت کنید. شما چند ماه پیش با او به هم زده اید و می خواهید که به کل فراموشش کنید. چطور می توانید با این تلفن های ناراحت کننده و در عین حال آزار دهنده برخورد کنید؟

دستورالعمل

به چه چیزهایی نیاز دارید:

·         جرات

·         منشی تلفنی

·         مهارت های تجسم فکری

·         یک نقشه دوم برای زمانی که اوضاع از کنترل خارج می شود

·         قدم اول:

اول باید واضح و روشن به دوست دختر/پسر سابقتان بگویید که همه چیز بین شما تمام شده است. به هیچ وجه نباید به او امید الکی بدهید. اگر بعد از به هم زدن با او دوستانه رفتار می کردید و فکر می کنید که او این رفتار شما را چیزی بیشتر از یک دوستی ساده برداشت کرده است، دیگر زمانش رسیده است که رفتار دوستانه را کنار بگذارید. لازم نیست در برابر او بیرحم و سنگدل رفتار کنید اما باید صادق و روراست باشید.

باید قاطع باشید. وقتی دوست دختر/پسر سابقتان زنگ می زند، از زبان خاصی استفاده کنید، مثلاً بگویید، "لطفاً دیگه به من زنگ نزن". اگر متوجه نشد همین جمله را آنقدر تکرار کنید تا متوجه منظورتان شود. گول نخورید و جواب سوالهایش را که هزاران بار تا حالا جواب داده اید، ندهید.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 20:38 توسط دنيا | |

love

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

 برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای مهال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطر دود لاله های وحشی

 به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تو برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم... دوست می دارم 

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 23:16 توسط دنيا | |

دو تا آفریقایی- طنز
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن

پند لقمان به پسرش - حکمت آمیز
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:

اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 23:8 توسط دنيا | |

قالب : پيچك